تبليغاتX
غـــــریـــــب عـــــاشــــــــق - آخـریـن مـسـافـر



دنيا شايسته اشکهاي زيباي من و تو نيست



غـــــریـــــب عـــــاشــــــــق




 

تو آخرین مسافر  این ایستگاه بودی

که در پاییزی شاد از راه رسیدی

کوپه ای را اشغال کردی

و در بی نهایت افق ناپدید شدی

و پس از تو راهها محو شدند

ریل های آهنی در هم پیچیدند

و اتاقک رو به ایستگاه

از حجم تنهایی پر شد

اینک،

نه پرنده ای پر می زند

و نه آوازی به گوش می رسد

همه جا سکوت است

سکوت ، سکوت

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 16 تیر1387ساعت 0:29 توسط مولود | |


Design By : Night Skin